تبلیغات
چرت و پرت های یک دیوانه - خدای من روزنگاشت 20 آبان 93
چرت و پرت های یک دیوانه
درباره وبلاگ


عالم را قسمت ، قسمت کردند ...
نام قسمتی را عالم دیوانگان گذاشتند ...
هرکه ورود کرد از غم دنیا خودش را بیرون کرد ...
اینجا عالم دیوانگی ... جایی که کلماتش گاهی معنای معکوس میدهند ... گاهی مترادف اند و گاهی بی ربط ...
اینجا دل ها حرف میزنند نه زبان ها .. دل ها قانون و قاعده زبانی نمیشناسند ...
اینجا کلمه ای بی احساس نخواهی یافت ...
اینجا زندگیست فارغ از غم و مشکلات انسانی طمع حسادت و...

در عالم دیوانگان دین معنا ندارد!
چرا خشکت زده ؟ کفر گفتم؟
نشنیده ای ؟ دیوانه حک شرعی ندارد ... مجازات ندارد ... نیاز به امر ب معروف ندارد ...
(البته تا زمانی که کاری به کار کسی نداشته باشد ،اجتماع را خراب نکند و... )

نمیدانم شاید آزادی به معنای کلمه اش در این دنیا رقم می خورد ...

کسی که آزاد تر از همه عاقل ها ...
اگر نقد کند مجازاتش نمی کنند ...
حرف زد سانسورش نمیکنند ...
برایش نمی توانند دادگاه بگیرند ...

بهلول را می شناسی؟
او هم از اهل دنیای ما بود ...

دنیای دیوانگان خواهی شناسی بهلول را بشناس ....
مدیر وبلاگ : خان امیر



نویسندگان
خان امیر (330)

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


 
سه شنبه 20 آبان 1393 :: نویسنده : خان امیر
اِِِی کآَش بشود رفت ....

خیلی رفت ...

جایی که همه غریب باشند ...

جایی که کسی را نبینی ...

جایی که خودت باشی و تنهایی و سکوت ....

سه نفری بشینین بر زیر کرسی و فراموش کنی ....

گاهی بعضی حرف ها نگفته قطع میشوند ....

خرد می شوند .. خورده میشوند ....

در نهایت بغض میشوند ....

بغض سنگین میشود ....

خرخره ات را میگرد ...میشود قاتل جانت ...

اینجاست که می گویند :

بغض در گلو پرورش دادند ....

ساخته خودت میشود ، قاتل جان خودت ...

چه شبیه به دوستانی که خودمان از انها تندیس معرفت ساختیم ...

باهم بزرگ شدیم ... خاطره ها ساختیم ...

و حالا بلای جانسوز جانمان شدند ....

ما که پشیزی بغضی خلق کردیم ... قلیل دوستی ...

این چنین می سوزیم ...

بی چاره خدا چه میکشد هزاران سال !

بنده اش را خلق می کند ، و او کفران نعمت میکند ...


****
بعضی از آدم ها ما را از جفا هایی که در حقشان نکردیم وبه مان نسبت دادن پشیمان میکنن که ای کاش کرده بودیم ....

و خودشان زمینه انتقام در فردا را میسازند ....


هر از گاهی پشیمان می شی از بخشش کسانی که ارزش بخشش نداشتند ...

یه وقت ها میگویی ای کاش تلافی کرده بودم ...

اما انگار یک  چیزی با اسم وجدان میگه نه!

تو فرق داری...

تو آرام باش ...

خدای تو هست ... اومجازات می کند ...

تنها آرزوی شب های بغض ناکم این است که دادگاه کیفری عدل الهی را قبل

مرگ در همین جهان ببنیم تا با ارامش سر به رخت خواب ابدیم بگذارم

به راستی خداوند تلافی می کند؟

شنیده ام حق الناس بخشش ندارد ...

الهیبة الناس (ابروی مردم) چه؟








نوع مطلب : روزنگآشت دیوانه ....، 
برچسب ها :